تبلیغات
دست نوشته ها - مطالب شهریور 1392
 
دست نوشته ها
تو حواست نیست ولی من حواسم پیش توست هوایت را دارم همیشه برایم تازه است
 
 
یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : علی سلیمی

چرا باید برای گالیله اشک بریزم؟

خورشید مرکز جهان باشد یا نباشد

زمین بچرخد یا نچرخد

برای من چه فرق می کند.

که همین قدر می دانم برای رسیدن به کلید چراغی که به شب شلیک می کند

پاهایم را فقط باید بر روی شانه های خودم بگذارم

قبول دارم که بزرگتر ها، تاج سر ما هشتند

اما گاهی فکر می کنم که اگر ابلیس لعنتی

سیب را به پدرم نشناسانده بود

او باز هم قادربود بی تکیه کردن به شانهی بزرگترها

دربه دری را از درخت بچیند؟

#

این سرنوشت که اوراقش هریک به رنگی است

مجموعهی روز و شب های من است که کتابش کرده اند

و روزی در همین روزهای نزدیک

باید شروع به خاک خوردن در گوشهی کتابخانه یی بکند

که جدّی ترین مشتری هایش اوّل، موریانه ها هستند و بعد هم موش ها

و کتابدارش پیرمرد خنزر پنزری است که انگار همین یک دقیقه پیش

 از لای اوراق«بوف کور» بیرون آمده است

با دندان هایی که انگار همین یک دقیقه پیش

گلوی زنی را جویده است

پس به من حق بدهید که حالا برایم چه فرقی  نکند که خورشید...

و چه فرقی نکند که زمین ...

 

#

 

وقتی زمین مادر من نیست

و خاک مرا از ستاره آورده اند

که همیچ منجّمی برایش زیج ننشسته

من کی ام که شعر هایم را با عددی صدا بزنم

و پای غزل هایم رابه نامی امضا کنم

شاید هم

من هزار و سیصد و بیست و پنجمین شاعر جهانم

و این شعر هزار و سیصد و هشتاد و دومین شعر من است!

(حسین منزوی)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : حسین منزوی، شعر فارسی، شعر، شعر نو،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


گل گوروشک سئوگیلیم
آغیرلاشیب نیسگیلیم
عشقمیزین اوزونه
سن گولومسه،من گولوم

مدیر وبلاگ : علی سلیمی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :