میان خاطراتم به دنبال کسی می گردم ، کسی که دلم را بی هیچ بهانه ای شکست..
نویسنده :علی سلیمی
تاریخ:دوشنبه 28 آذر 1390-07:45 ب.ظ

شب یلدا

به نام خدا

کاش می شد دوباره می آمدی
باز مرا به میهمانی چشمانت  می بردی
آخر امشب ، شب یلدا ست
دلم برای یلدای چشمانت تنگ شده است ...

.....................................................

بیرداها دون ، نولار
منی قوناق ائله گوزلرینده
آخی بو گئجه، چیلله گئجه سیدی
اورگیم  یامان داریخیر
گوزلریوین اوزون گئجه لرینه خاطیر
یامان داریخیر.........

(شعر: علی سلیمی)




نویسنده :علی سلیمی
تاریخ:چهارشنبه 1 دی 1389-12:34 ق.ظ

شب یلدا

به نام خدای سادگی ها

برگی روی درخت نمانده ، هیچ صدایی جز سوز سرمایی که از لابلای پنجره سرش را داخل اتاق می آورد نمی آید ثانیه ها به سرعت می گذرند . تمام شد.آخرین لحظه های پاییز و بلندترین شب سال به پایان رسید ، مثل برق و باد گذشت .یک پاییز از عمرمان گذشت.باز هم تنهایی باز هم تنهایی.... سالها به انتظار نشستیم تا روزی برسد که جرعه ای بنوشیم از لحظات ناب زندگی ولی آن زمان که میخواستیم بنوشیم گفتند (نه) و عشقی را که برایش زحمت کشیده بودیم از دستمان گرفتند و به کسی دادند که هیچ نمی دانست و تنها به جرم اینکه عاشق بودیم ... زندگی را از ما گرفتند و عشقمان را به جرعه ای پول فروختند .... فروختند ...

بگشای می فروش به رویم در
روشن بکن چراغ، منم ، کس نیست!
بی تاب از خماری پیشینم
عمر شکیب رفت، بگو بس نیست؟
#
بگشای در ، که آن زن هرجایی
لیلی کسی که هرزگیم آموخت
تن را به بستر دگری انداخت،
در باز کن، که جانم از این غم سوخت

و تنها ماندیم به این سبب که دلمان با  ظاهرمان یکی بود... رسم بی وفایی نمی دانستیم ...

بیا بیا که چو ابر بهار گریه کنیم
به دامن سیاه روزگار گریه کنیم
#
به روز گریه بسی خنده کرده ایم که حال
به جای خنده در این شام تار گریه کنیم
#
گل وفا نشکوفد به روی خاک دلی
بیا که خون جگر پای خار گریه کنیم
#
..........



نوع مطلب : شعر  یه روزی