دست نوشته ها
تو حواست نیست ولی من حواسم پیش توست هوایت را دارم همیشه برایم تازه است
 
 
چهارشنبه 3 دی 1393 :: نویسنده : علی سلیمی

و آن عـــشقِ نازنین که میانِ من و تو بود،
دردا که چون جوانیِ ما،
پایمال گشت...!

هوشنگ ابتهاج





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : هوشنگ ابتهاج، شعر فارسی، شعر،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی سلیمی
به نام خدا
شعری از خانم زهرا شکوری تقدیم به دوستان عزیز)

کنون بشنو ای خادم انجمن
کنم درد دل با تو در این سخن
بگویم ندارم ز تو ترس و باک
"خرد را مکن با دل اندر مغاک"
شدی خادم انجمن نِی خدا
تو باید کنی حق ز باطل جدا
تو را گر نباشد به چشم حاضران
گواهی دهند در حشر ناظران
چگونه کنی تبرئه کار خویش
که کردی خیانت به افراد بیش
خوری مال مردم وَ آبی به روش
خجالت بکش رخت خوبان مپوش
ز گندِ فسادت جهان بو گرفت
به پارت و دروغت همان* خو گرفت
شدی "لعنتی" در دل این و آن
بیا و شیاطین ز دورت بران
تو خواهی بمیرد تو را یک عزیز؟
و یا لاعلاجی شود یا مریض؟
مبر هر حرامی سر خوانِ خویش
که خیزد ز ذرّه ضررهای بیش
مشو غرّه بر اینکت میز و جاه
مبادا که باشد طنابی به چاه
بترس از خیانت به اهل وطن
که آهش بیندازدت انجمن
مده وعدۀ بی ثمر بر کسان
شمارند تو را در ردیف خسان
خلاصه نشو از ره حق جدا
توکل بکن هر زمان بر خدا
*همگان
(زهرا شکوری)




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : خطاب به رئیس بوووووووووووووق، زهرا شکوری، شکوری، زهرا، شعر، شعر فارسی،
لینک های مرتبط :


[http://www.aparat.com/v/5muYA]




نوع مطلب : از همه جا، 
برچسب ها : شعر پاییزی از حسین منزوی با اجرای استاد کاکاوند، شعر، فارسی، شعر فارسی، حسین منزوی، استاد کاکاوند،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : علی سلیمی

چرا باید برای گالیله اشک بریزم؟

خورشید مرکز جهان باشد یا نباشد

زمین بچرخد یا نچرخد

برای من چه فرق می کند.

که همین قدر می دانم برای رسیدن به کلید چراغی که به شب شلیک می کند

پاهایم را فقط باید بر روی شانه های خودم بگذارم

قبول دارم که بزرگتر ها، تاج سر ما هشتند

اما گاهی فکر می کنم که اگر ابلیس لعنتی

سیب را به پدرم نشناسانده بود

او باز هم قادربود بی تکیه کردن به شانهی بزرگترها

دربه دری را از درخت بچیند؟

#

این سرنوشت که اوراقش هریک به رنگی است

مجموعهی روز و شب های من است که کتابش کرده اند

و روزی در همین روزهای نزدیک

باید شروع به خاک خوردن در گوشهی کتابخانه یی بکند

که جدّی ترین مشتری هایش اوّل، موریانه ها هستند و بعد هم موش ها

و کتابدارش پیرمرد خنزر پنزری است که انگار همین یک دقیقه پیش

 از لای اوراق«بوف کور» بیرون آمده است

با دندان هایی که انگار همین یک دقیقه پیش

گلوی زنی را جویده است

پس به من حق بدهید که حالا برایم چه فرقی  نکند که خورشید...

و چه فرقی نکند که زمین ...

 

#

 

وقتی زمین مادر من نیست

و خاک مرا از ستاره آورده اند

که همیچ منجّمی برایش زیج ننشسته

من کی ام که شعر هایم را با عددی صدا بزنم

و پای غزل هایم رابه نامی امضا کنم

شاید هم

من هزار و سیصد و بیست و پنجمین شاعر جهانم

و این شعر هزار و سیصد و هشتاد و دومین شعر من است!

(حسین منزوی)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : حسین منزوی، شعر فارسی، شعر، شعر نو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 فروردین 1392 :: نویسنده : علی سلیمی

 

تنهایی نه دم دارد نه شاخ!
همینکه بین جماعتی...
کسی دلش با تو نیست،
یعنی تنهایی.

(علی سلیمی)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تنهایی یعنی ...، شعر، شعر علی سلیمی، علی سلیمی، شعر فارسی، Ali salimi،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 بهمن 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

...

بی تو خاموش ام، شهری در شب ام.
تو طلوع می کنی
من گرمای ات را از دور می چشم و شهرِ من بیدار می شود.
با غلغله ها، تردیدها، تلاش ها، و غلغله های مرددِ تلاش های اش.

(احمد شاملو - به تو سلام می کنم - دفتر هوای تازه)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : احمد شاملو، به تو سلام می کنم، دفتر هوای تازه، شعر فارسی، شعر نو،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 بهمن 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

 

...
دل ام می خواهد خوب باشم
دل ام می خواهد تو باشم و برای همین راست می گویم

نگاه کن:
با من بمان!

شعر: احمد شاملو - قطعه ای از شعر نگاه کن دفتر هوای تازه





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : احمد شاملو، شعر فارسی، شعر، شعر نو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

 

كاش مى شد پرواز كرد
از آسمان ها گذشت
رفت، تا جایى كه هیچ آدمى زادى نباشد
لااقل آنجا دیگر كسى مزاحم تنهایى هایم نمى شد!

(على سلیمى)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، شعر فارسی، شعر علی سلیمی، علی سلیمی، سلیمی، كاش مى شد پرواز كرد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
... چشم های نگران آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

(قیصر امین پور)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : عید، قیصر امین پور، شعر نو، شعر فارسی، شعر، دست نوشته ها،
لینک های مرتبط :


قوی ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دستی باید لمس ات کند
... تنی
تن ات را داغ کند
... و لبی
طعم لب ات را بچشد
مستقل ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دلت پر میزند برای کسی که برسد
و بخواهد که آرام رانندگی کنی
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی
مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش

" زود برگرد "
طاقت دوری ات را ندارم"
 




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : قوی ترین آدم جهان هم که باشی، شعر، شعر نو، شعر فارسی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 آذر 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

 

به نام مهربانترین ِ مهربانان

 

تو که رفتی، دلم به دنبالت هزار جا رفت
اما هیچ خبری از تو نبود !
حتی بخاطرت دستم را در آب نمک خواباندم !
 شاید تو برگردی!
از بس در نمک ماند دلم هم به شوری زد!
اما چه فایده تو باز هم نیامدی!
من ماندم و یک دل شور، چشم انتظار ... !

(علی سلیمی)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : دلم هزار جا رفت بی تو !، شعر، علی سلیمی، شعر علی سلیمی، شعر فارسی،
لینک های مرتبط :


شنبه 8 مهر 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

به نام خدای سادگی ها

سلام، یکی از بازدید کنندگان عزیز شعری رو در زیر یکی از مطالب در قسمت نظرات نوشته بودند که زیبا بود به همین دلیل برای مشاهده خوانندگان عزیز در این پست نوشتم.

 

( دیگر نه شراب ها مست می کنند
نه سیگارها نَـشه !!
ولشان کن ؛
دارند به طعم لب هات حسودی میکنند ... )





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، شعر نو، شعر فارسی، poem، آرتان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

تقصیر کسی نیست این که من تنهایم
در این انبوه پر سرو صدای آدم های این شهر
و دل کسی با من نیست، حتی تو!

تنهایی با تمام وجودم اجین شده است
شاید این تقدیر باشد!

(خودم)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تنهایی، تقدیر، شعر، شعر فارسی، علی سلیمی، شعر نو، شعر علی سلیمی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 تیر 1391 :: نویسنده : علی سلیمی

مرا با سوز جان بگذار و بگذر
اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش به جان بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز
تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رخت بود
کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

در افتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذار و بگذر

مرا با سوز جان بگذار و بگذر
تو ای نامهربان بگذار و بگذر





نوع مطلب :
برچسب ها : آتش عشق، حمید مصدق، شعر، غزل، شعر فارسی،
لینک های مرتبط :


شنبه 17 تیر 1391 :: نویسنده : علی سلیمی
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....
...
پس بگذار که نداند بی او تنهایم...

دور میمانم که نزدیک بماند...




نوع مطلب :
برچسب ها : دلم تنگ است، شعر فارسی، شعر، poem، persian poems،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


گل گوروشک سئوگیلیم
آغیرلاشیب نیسگیلیم
عشقمیزین اوزونه
سن گولومسه،من گولوم

مدیر وبلاگ : علی سلیمی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :