میان خاطراتم به دنبال کسی می گردم ، کسی که دلم را بی هیچ بهانه ای شکست..
نویسنده :عادل پیری
تاریخ:یکشنبه 20 فروردین 1391-10:53 ق.ظ

از دیده برون آی

از دیده برون آی

 

شبی - هم ره ما باش

 

از هاله جدا - بود جدا - طالب جا باش

 

بیرون شود آنکس که ندارد - زر و سنبل

 

سولت به جهاز است و *طب* و شهوت من ها

 

در گوشه نماز است - ددر گوش - علفزار

 

از جاده جدا - خواب جدا - ناظر (ها) باش

 

این نیست

 

نه آن است و جهت - میل بمان است

 

از جامه جدا - سود جدا - ناقل جا باش

 

از سایه رها - شعر رها

 

سوی خدا باش




نویسنده :عادل پیری
تاریخ:چهارشنبه 30 آذر 1390-02:37 ب.ظ

رنگ سرخی را جست

آسمان را نگریست

رنگ سرخی را جست  -  اشکهایش جمع شد

ماه هم تنها نیست

یاد مادر افتاد  -  گرمی آغوشش  -  همچو شمعی می ماند

باد سردی  -  در کنج خیابان پیچید

گونه هایش  -  رنگ سرخی را دید

 

 

شب دراز و سرخ یلدا* مبارک



نوع مطلب : شعر 

نویسنده :عادل پیری
تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-11:52 ب.ظ

نقطه سر خط

باز نقطه سر خط !

آنچه می اندیشی

غافل از بودن من ،ماندن و رفتن من

همه جا تاریک است ،شمع در دست ،بدنبال تو میگردانم

به تو* می پندارم

(عادل پیری)



نوع مطلب : شعر 

نویسنده :عادل پیری
تاریخ:دوشنبه 9 آبان 1390-09:13 ب.ظ

من و تو

هیچکس ،با من و از بودن من ،راضی نیست

دوستی ،بازی نیست

 

تو که خود ،خود نشوی ،از من و از ما چه خبر

تا نباشد هنری ،ساحل و نقاشی ،نیست

(عادل  پیری)



نوع مطلب : شعر 

نویسنده :عادل پیری
تاریخ:دوشنبه 21 شهریور 1390-04:00 ب.ظ

بودن بهانه است

 بالم هنوز هم ،می ترسد از زمین
.
.
اینجا پرنده ها ،را سنگ میزنند ،وقتی که پر کشید ،از نو کمین کنند
.
.
اینجا صدایمان ،از آرزو تهیست ،رنگی ندیده اند ،این مردمان چنگ
.
.
یا*رب* بگو که این : بودن بهانه است

(عادل پیری )




نویسنده :عادل پیری
تاریخ:پنجشنبه 3 شهریور 1390-06:57 ق.ظ

رد پایت

رد پایت در دل
سخت خشکیده
ندارد همتا
من صاف ممی کنم
او برق میزند
نو دلان می پرسند: تا به کی همدم شب بانانی ؟
تا بدان جا کهه مرا بانگهند

( عادل پیری )



نوع مطلب : شعر 

نویسنده :عادل پیری
تاریخ:جمعه 14 مرداد 1390-05:10 ب.ظ

تو باختى

گر گرچه قلب من،ازدستت شكست
اما هنوز هم رنگش چو سرخى رنگ انار است
نرم است،همچو گل ،روشن همچو شمعى
لیكن تو باختى .

(عادل پیری)




نویسنده :عادل پیری
تاریخ:جمعه 14 مرداد 1390-03:57 ب.ظ

کاش می شد سنگ بود

کاش می شد سنگ بود ،
دست هامان رنگین ،
قلب هامان سنگین،
کی شد از عمق وجود،
یاد جوییم از خدا
دیر شد .
زوری بزن
شیشه ی قلبی شکن

 

(عادل پیری )